زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه 7 سال و 9 ماه و 2 روز سن دارد
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه 4 سال و 7 ماه و 3 روز سن دارد
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه 2 سال و 3 روز سن دارد

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

اینم لباسای دخترم خرید مشهد

    عکس ها در ادامه مطلب                         اینا رو هم مادر جون برای زهرا خانوم خریدن دستشون درد نکنه       و       یه لباس بافتنی هم بابا بزرگ برای زمستونش خریدن که اینجا نبود ازش عکس بگیرم...دستشون درد نکنه   اینم زهرا جون تو این لباس خوشگل(فقط همین لباسش فعلا اندازش بود ):     چه خوشگل شدی عروسکمممم   مبارکت باشه عزیزتر از جونممممممممممممم       ...
31 شهريور 1393

عکس های سفر

    همیناست فقط           دخترم تو ماشین در راه مشهد       امامزاده سلطان محمد عابد بن موسی کاظم (ع) برادر بزرگوار امام رضا (ع) در کاخک گناباد در سال 203 هجری قمری به خونخواهی برادر بزرگوارشون به ایران میان و در کاخک به شهادت میرسن       اینم دختر بی قرار من که نذاشت یه عکس درست و حسابی ازش بگیرم       ...
29 شهريور 1393

بهداشت نوبت چهارم.دوماهگی

عروسک مامان امروز شنبه نوبت بهداشت داشتی   با بابایی رفتیم بهداشت و چکاپ شدی به شرح زیر: قد : 58.5 سانت وزن :5 کیلو و 300 گرم دور سر : 39 سانت ماشا الله ماشا الله ماشا الله   بعدشم رفتیم اتاق واکسیناسیون و آماده شدیم برای واکسن به بابایی گفتم تو برو پیشش که من دل ندارم ببینمش ولی قبول نکرد این شد که خودمو شیر گرفتم و خودم بالا سرت بودم   الهی دورت بگردم دختر ناز و صبور من اول که سوزن رفت تو پات چیزی نگفتی و همین طوری نگاه میکردی ولی تا مواد واکسن وارد بدنت شد شروع کردی به گریه کردن خداروشکر زیاد طول نکشید گریه ات و زودی آروم شدی دوتا واکسن زدن و قطره بهت دادن ...   ...
29 شهريور 1393

مشهدی زهـــــرا

سلام سلام سلام دختر نازم   الهی درد و بلات بخوره تو سر من که این قدر بیحالی   دختر گلم صبح سه شنبه طبق قرارمون راه افتادیم به سمت مشهد...ساعت 7 صبح (من و شما و بابایی و مادر جون و مادر بزرگ و بابا بزرگ و عمو محسن و زن عمو و مامان زن عمو)   از راه رفتیم حرم پا بوس آقا ... چه زیارتی بود ... واقعا حال داد   خوشبختانه با اینکه شلوغ بود ولی تونستم شما رو ببرم زیارت اول که خواب بودی تا جای در اتاقی که ضریح اونجاست بردمت و برگشتیم ... بعد که بیدار شدی حیفم اومد نبرمت ، دوباره رفتیم زیارت الهی قربونت برم که با اون چشمای نازت چشم دوخته بودی به ضریح و خیره شده بودی هر کی میدیدت قربون صدقت میرفت سه ب...
29 شهريور 1393

دخترم مشهدی میشه انشا الله

سلام زهرای مادر   خوشحالم که خوبی   دختر مامان قرار بر این شده که فردا صبح زود بعد از نماز حرکت کنیم به سمت مشهد بابا بزرگ بهتر شدن...خداروشکرررر فقط دعا کن مادر جون هم راضی بشن و بیان باهامون بدون مادر جون سفر بهم نمیچسبه فکر اینکه بدون مادرجون بریم و هفته دیگه هم باید از مادرجون جدا بشیم دیوونم میکنه پس دعا کن   امیدوارم تو سفر اذیتم نکنی ... البته میدونم دختر خوبی هستی   فردا انشا الله میریم و تا جمعه برمیگردیم شایدم زودتر شنبه نوبت بهداشت داری و باید واکسن بزنی   پس من میرم و بعد سفر با کلی عکس و خاطره برمیگردم   میسپارمت به خدا عزیزم &n...
24 شهريور 1393

جُل جُلوُی مامانی :-d

  برین ادامه مطلب     سلام دختر ماهم امروز 22 شهریوره و شما 1 ماه و 25 روزته ولی عکسها متعلق به 1 ماه و 22 روزگیته دختر پُر جُل جُل من نگاه از رو تشکت به کجا رسیدی؟ اگه بیدار نمیشدی همین جوری برای خودت پیش روی میکردی                     ...
22 شهريور 1393